عرضه و سیاست پولی
سقف ۲۱ میلیون از کجا میآید و چقدر دقیق است؟
سقف عرضه از برنامهٔ یارانه و اجرای قواعد آن به دست میآید: یارانهٔ آغازین ۵۰ بیتکوین است و در شبکهٔ اصلی هر ۲۱۰٬۰۰۰ بلاک نصف میشود. اگر کسری ساتوشی را نادیده بگیریم، جمع هندسی به ۲۱ میلیون میرسد؛ در اجرای واقعی، کسر ساتوشی حذف میشود و جمع سقف یارانههای برنامهریزیشده ۲۰٬۹۹۹٬۹۹۹٫۹۷۶۹ بیتکوین است. تابع یارانه؛ پایان صدور
این عدد با مقدار واقعاً ایجادشده یا مقدار در دسترس انسانها یکی نیست. پاداش مطالبهنشده، خروجیهای خرجنشدنی و کلیدهای گمشده در این تمایز نقش دارند. خروجی خودِ تراکنش پیدایش نیز قابل خرج نیست. تعریف پیدایش
برخلاف یک تصور رایج، عدد ۲۱ میلیون در کد هم دیده میشود: ثابت MAX_MONEY یک کنترل محدودهٔ مقدار است. اما وجود این ثابت بهتنهایی سازوکار اجرای سقف عرضه نیست؛ بررسی یارانه و کارمزد مجاز هر بلاک هم لازم است. توضیح ثابت در کد
هاوینگ در چه ارتفاعهایی رخ میدهد و یارانه چقدر میشود؟
هاوینگ یارانهٔ بلاک را نصف میکند، نه کارمزدها یا لزوماً کل درآمد استخراجکننده را. جدول زیر برنامهٔ ارتفاعی شبکهٔ اصلی را نشان میدهد؛ تاریخ آینده از این جدول بهطور قطعی به دست نمیآید. پارامترهای شبکه؛ محاسبهٔ یارانه
ارتفاع آغاز دوره یارانهٔ مجاز هر بلاک، به بیتکوین سقف تجمعی یارانه تا پایان همان دوره ۰ ۵۰ ۱۰٬۵۰۰٬۰۰۰ ۲۱۰٬۰۰۰ ۲۵ ۱۵٬۷۵۰٬۰۰۰ ۴۲۰٬۰۰۰ ۱۲٫۵ ۱۸٬۳۷۵٬۰۰۰ ۶۳۰٬۰۰۰ ۶٫۲۵ ۱۹٬۶۸۷٬۵۰۰ ۸۴۰٬۰۰۰ ۳٫۱۲۵ ۲۰٬۳۴۳٬۷۵۰ ۱٬۰۵۰٬۰۰۰ ۱٫۵۶۲۵ ۲۰٬۶۷۱٬۸۷۵ ۱٬۲۶۰٬۰۰۰ ۰٫۷۸۱۲۵ ۲۰٬۸۳۵٬۹۳۷٫۵ … … … ۶٬۷۲۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۰۰۰۱؛ یک ساتوشی ۲۰٬۹۹۹٬۹۹۹٫۹۷۶۹ ۶٬۹۳۰٬۰۰۰ صفر بدون افزایش از محل یارانه ستون آخر سقف نظری یارانهها با مطالبهٔ کامل است، نه گزارش موجودی قابلخرج. پایان صدور معمولاً حدود سال ۲۱۴۰ برآورد میشود؛ موعد واقعی به آهنگ بلاکها وابسته است. پس از صفرشدن یارانه، کارمزد همچنان میتواند بخشی از درآمد استخراج باشد.
تاکنون چقدر استخراج شده و چقدر باقی مانده است؟
برای عدد دقیق باید ابتدا ارتفاع یا هش یک بلاک و تعریف عرضه مشخص شود. جمع یارانهٔ مجاز تا آن ارتفاع، مقدار واقعاً مطالبهشده و مجموع خروجیهای خرجنشده سه محاسبهٔ متفاوتاند. هیچکدام هم تعداد کلیدهای در دسترس انسانها را اندازه نمیگیرد. گزارش مجموعهٔ خروجیها در کور
برای فهم آهنگ صدور، در دورهای با یارانهٔ ۳٫۱۲۵ بیتکوین و با فرض میانگین ۱۴۴ بلاک در روز، حاصل ۴۵۰ بیتکوین یارانه در روز است. این یک محاسبهٔ میانگین تحت فرض است، نه شمار تضمینی واحدهای ایجادشده در هر شبانهروز. افزایش یا افت ناگهانی توان هش میتواند پیش از تنظیم سختی، سرعت بلاکها را تغییر دهد. یارانه؛ تنظیم سختی
درصد باقیمانده نیز باید از همان تعریف عرضه و همان نقطهٔ زمانی محاسبه شود. این پاسخ عمداً عدد «عرضهٔ امروز» را بدون ارتفاع، زمان و منبع زنده ثابت نمینویسد.
چند بیتکوین برای همیشه از دست رفته است؟
تعداد دقیق معلوم نیست. خروجیای که سالها خرج نشده ممکن است متعلق به نگهدارندهای صبور باشد، یا کلیدش از دست رفته باشد؛ این دو وضعیت روی زنجیره میتوانند یکسان دیده شوند. بنابراین «قدیمی و بیحرکت» را نباید مساوی «گمشده» گرفت. محدودیت تشخیص فقدان کلید
خروجیِ اثباتاً خرجنشدنی موضوع دیگری است؛ مانند خروجی خودِ تراکنش پیدایش. آن مورد را میتوان از قواعد و پیادهسازی بررسی کرد. استثنای پیدایش
هر برآورد تعداد بیتکوینهای گمشده باید روش، تاریخ، دامنهٔ خروجیهای بررسیشده و عدمقطعیتش را نشان دهد. دارایی منتسب به ساتوشی نیز نباید صرفاً بهدلیل انتساب یا سکون، گمشده محسوب شود. از نظر اقتصادی، نبود دسترسی میتواند عرضهٔ قابلاستفاده را محدود کند؛ اما این برداشت جای شمارش قطعی را نمیگیرد.
آیا ممکن است سقف ۲۱ میلیون تغییر کند؟
نرمافزار قابل تغییر است، اما انتشار نسخهای با عرضهٔ بیشتر، پذیرش آن را به گرههای تابع قواعد قبلی تحمیل نمیکند. آن گرهها بلاکی را که بیش از یارانه و کارمزد مجاز مطالبه کند رد میکنند. توان هش بیشتر هم این تخلف را برایشان معتبر نمیکند. کنترل سقف پاداش
این فرایند رأیگیری با تعداد گرهها یا تعداد بیتکوینِ دارنده نیست. تغییر قواعد و باقیماندن یک شبکهٔ مشترک به هماهنگی مشارکتکنندگان وابسته است. گروهی میتواند قواعد متفاوتی اجرا کند، اما نمیتواند بهتنهایی تعیین کند همهٔ دیگران آن دارایی و تاریخچه را بیتکوین بدانند.
دربارهٔ انگیزههای اقتصادی یک تغییر میتوان استدلال کرد، ولی «هرگز کسی قبول نمیکند» نتیجهٔ فنیِ قابلاثبات نیست. پرسش آیندهٔ درآمد استخراج نیز جداست: کاهش یارانه، کافیبودن کارمزدها را تضمین نمیکند و بهخودیخود هم تغییر سقف را اجتنابناپذیر نمیسازد.
سیاست پولی بیتکوین با ریال و دلار چه فرقی دارد؟
تمایز اصلی در شیوهٔ تعیین و تغییر عرضه است. در بیتکوین، سقف یارانه در هر ارتفاع از قواعد به دست میآید. در نظام پولی ملی، بانک مرکزی، شبکهٔ بانکی و چارچوب قانونی در ایجاد پول و اعتبار نقش دارند. مقایسه فقط با یک عددِ «رشد پول» کامل نمیشود؛ باید معلوم باشد منظور پایهٔ پولی، نقدینگی، اسکناس یا شاخص دیگری است. برنامهٔ یارانه؛ توضیح پول و نظام بانکی
پیشبینیپذیری بیتکوین برحسب ارتفاع بلاک است، نه تعداد دقیق واحدهای صادرشده در هر ماه تقویمی. همچنین قاعدهٔ عرضهٔ بومی را نباید با مقدار اعتبار یا ادعاهای امانیِ ساختهشده پیرامون آن یکی گرفت.
طرفداران عرضهٔ محدود، امکان بررسی و دشواری تغییر دلخواه را مزیت میدانند. منتقدان بر هزینهٔ نبود انعطاف در برابر شوکها و محدودیتهای استفادهٔ پولی تأکید میکنند. اینها استدلال دربارهٔ مطلوبیت طراحیاند؛ از قواعد عرضه بهتنهایی نمیتوان قیمت آینده، تورم مصرفکننده یا نتیجهٔ رفاهی یک نظام پولی را استنتاج کرد.
بیتکوین «تورمزدا» است و آیا این بد نیست؟
سه مفهوم اغلب با هم مخلوط میشوند: رشد عرضهٔ بیتکوین، عرضهٔ قابلدسترسی و تغییر سطح قیمت کالاها. یارانههای تازه طبق برنامه کمتر میشوند؛ تا پیش از پایان یارانه، سقف صدور تجمعی همچنان افزایش مییابد. گمشدن کلید نیز دسترسی را تغییر میدهد، نه اینکه رکورد بهطور خودکار از زنجیره پاک شود. صدور متناهی؛ دارایی ازدسترفته
در اقتصاد، کاهش عمومی قیمتها با کاهش تعداد واحدهای یک دارایی مترادف نیست. بنابراین نمیتوان صرفاً از سقف عرضه نتیجه گرفت که اقتصادِ استفادهکننده حتماً وارد «مارپیچ کاهش قیمت» میشود یا هرگز چنین مشکلی ندارد.
پرسش نظری این است که مردم تعهدها و قیمتها را با چه واحدی مینویسند، عرضه و تقاضای اعتبار چگونه شکل میگیرد و در برابر شوک چه امکان تعدیلی دارند. بیتکوینِ نگهداریشده کنار پول ملی با اقتصادی که همهٔ دستمزدها و بدهیهایش بیتکوینی است، فرض یکسانی ندارد. تقسیمپذیری مشکل شمارش واحد را کاهش میدهد؛ مسئلهٔ هزینهٔ پرداخت یا پایداری اقتصادی را بهتنهایی حل نمیکند.
آیا بیتکوین ثروت را ناعادلانه به اولیها داده است؟
ورود زودتر میتواند به دسترسی با هزینهٔ کمتر منجر شود، اما داوری دربارهٔ «عدالت» به معیار نیاز دارد: فرصت مشارکت، ریسک پذیرفتهشده، توزیع ثروت امروز یا اثر بر افرادِ دیرتر واردشده؟ توضیح هزینه و ریسک نخستین مشارکتکنندگان، بهتنهایی پاسخ اخلاقی این پرسش نیست.
از نظر فنی، برنامهٔ صدور بیتکوین یارانه را به ساخت بلاک مربوط میکند؛ سهمی از عرضه در قالب یک درصد مستمر برای بنیاد یا مدیر شبکه تعیین نشده است. بااینحال، زمان ورود، دسترسی به تجهیزات و اطلاعات میتوانند فرصتهای افراد را متفاوت کنند. برنامهٔ انتشار و پاداش؛ فرایند استخراج
برای سنجش توزیع امروز، آدرس را با شخص اشتباه نگیرید. یک متولی میتواند دارایی افراد متعدد را در خروجیهای مشترک نگه دارد و یک شخص میتواند آدرسهای بسیار داشته باشد. جمعکردن دارایی «صرافی»، «صندوق» و «متولی صندوق» نیز ممکن است به دوبارهشماری بینجامد. عدد نابرابری بدون واحد شمارش و روش انتساب، پاسخ قابلاتکایی نیست.



